هر کجا هستم، باشم،
آسمان مال من است.
پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است.
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچ های غربت؟ ..."(سهراب سپهری)
آسمانی باقی مانده؟!
این را گفتم چون گاهی خودم حوزه های زندگی ام را اشتباهی می پیمایم: هنوز برای انتخاب و تصویب موضوع رساله ام، غوطه ور و شنگول در گستره علوم انسانی ، پرت و پلا می روم. حواسم نیست به پایان مهلت مرخصی بدون حقوق و امتحان دکتری و ... .
تا گرفتم جام مدهوشی ز دستت
شد زمین مست، آسمان مست، بلبلان نغمه خوان مست
باغ مست و باغبان مست.
تو زمزمه تارو پود منی
نغمه هستی و های و هوی منی
تو باده ی جان را سبوی منی
گرچه مست مستم ، نه می پرستم،
به هر دو جهان مست چشم تو هستم."
با صدای گرم و لطیف "شاه زیدی" بیاد آورید!/
ای حیات دوستان در بوستان بی من مرو
ای فلک بی من مگرد و ای قمر بی من متاب
ای زمین بی من مباش و ای زمان بی من مرو
این جهان با تو خوشست و آن جهان با تو خوشست
این جهان بی من مباش و آن جهان بی من مرو
.
.
.
وای آنکس کاو در این ره بی نشان تو رود
چون نشان تو منم ای بی نشان بی من مرو
وای آنرا کاندر این ره می رود بی دانشی
دانش راهم تویی ای راه دان بی من مرو
دیگرانت عشق می خوانند و من سلطان خود
ای تو والاتر ز وهم این و آن بی من مرو"(مولوی)
دعا از این بهتر؟/
عشق، اقیانوس بلاست
عاشق، اما به طوفان مبتلاست./
صدایم کردی
نگو نه
تو بودی و صدای تو صدایم زد ... /