تبليغاتX
واحه , ندای آبادی میان ریگستان . . .
می بارد آسمان به زمین دم به دم تا شب

می ریزد از درون دلم موج واژه ها با تب

من مرد این هیاهوی گسترده بوده ام یا نه؟

آیا در این سیاهی شب، خفته ام یا نه؟

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 16:13  توسط    | 

" من آن صبحم که ناگاهان چو آتش در شب افتادم

بیا ای چشم روشن بین، که خورشیدی عجب زادم

ز هر چاک گریبانم چراغی تازه می تابد

که در پیراهن خود آذرخش آسا درافتادم

چو از هر ذره من آفتابی نو به چرخ آمد

چه باک از آتش دوران که خواهد داد بر بادم

تنم افتاده خونین زیر این آوار شب، اما

دری زین دخمه سوی خانه ی خورشید بگشادم

الا ای صبح آزادی! به یاد آور در آن شادی

کزین شب های ناباور منت آواز می دادم

در آن دوری و بدحالی نبودم از رخت خالی

به دل می دیدمت وز جان سلامت می فرستادم

سزد کز خون من نقشی برآرد لعل پیروزت

که من بر درج دل مهری به جز مهر تو ننهادم

به جز دام سر زلفت که آرام دل سایه است

به بندی تن نخواهد داد هرگز جان آزادم."(ه.ا.سایه)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 19:32  توسط    | 

مردم ایران امروز هم حماسه آفریدند. درگیری های شدید امروز نشان از عزم راسخ مردم برای تغییر دارد. آیا این صدای رسا شنیده نمی شود؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 19:6  توسط    | 

"درخت آمده از پشت در به دیدن من
که بشنود خبر جان به لب رسیدن من
ولی درخت نداند که من چه جان‌سختم
هزار ساله درختم
که هرچه باد خزانی کند پریشانم
ز نو شکوفه دهم
ز نو جوانه کنم
و هر جوانه‌ی نو را پر از ترانه کنم."(سیمین بهبهانی)
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 20:42  توسط    | 

آرش کمانگیر در وبلاگش، "کمانگیر" درباره جایزه ای(جایزه مطبوعاتی رویترز) که "دلبر توکلی" وبلاگ نویس ایرانی گرفت نوشته است. دیدگاهش شاید برای شما هم جالب باشد.

http://persian.kamangir.net/?p=5583

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 17:0  توسط    | 

هنگام بازگشت به خانه از رادیو آوازی پخش می شد که سروده اش برایم دلپذیر بود. شاید مانند گذر حسی که از نمای پاییزی پر از برگ های هزاررنگ درختان پدید می آید، بود:

"به دریایی درافتادم ، که پایانش نمی بینم

به دردی مبتلا گشتم، که درمانش نمی بینم" 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 16:25  توسط    | 

امروز برای دومین بار در زندگی ام زمین لرزه طبیعی را تجربه کردم. در ساختمانی که در برابر زلزله مقاوم ساخته شده ولی تکان زمین برایم دلهره آور بود. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 20:53  توسط    | 

خوش هنگام و خوش رنگ است خزان و این خوشی از خاطرات گذشته آدمی است یا از ظرافت سرشتی خزان، نمی دانم. خزان را با بی جانی آغاز کرده ام تا جایی که هنوز هیچ عکسی نگرفته ام و هیچ گوشه کناری پرسه نزده ام. توان بدنم یک هو خالی شده .

بسیاری روان شناسان بر این باورند تنهایی ویژه گی ستودنی نیست بلکه بیماری است! این روزها به این فکر می کنم نکند عشق هم چون تنهایی بیماری باشد نه ویژه زیستنی سازنده!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 8:51  توسط    | 

باد پاییزی وزید،

روز ها بی رنگ شد سرما خزید،

آفتاب رخ پریده بر فراز، ماهتاب نقره ای سرشار راز

ابرهای مسافر در گریز ناگزیر.

من میان باغ های برگ ریز، من ورای روز و شب ها، تند و تیز

درنوردیدم زمان را با گریز.

دست خالی در میان برگ های خاکی این کوچه ها

در پی سبزینه دستان یاران ام کنون من اشک ریز./(واحه)

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 22:25  توسط    | 

جشن مهرگان بر همگان خجسته باد.

 با آرزوی سربلندی ایرانیان و آبادی و آزادی ایران

"امروز، جشن مهرگان، به شيوه اي که در کتاب هاي تاريخي سده هاي چهارم و پنجم و ششم آمده، نه در دستگاه دولتي و حکومتي برگزار مي شود و نه در گردهمايي هاي غير رسمي، نزد عامهً مردم. دست کم، در دو سده اخير نيز از برگزاري آن آگاهي در دست نيست. جشن و آيين مهرگان، از نظر زماني نيز، با تغيير تقويم، در سال 1304 هجري شمسي، تغيير کرد. بدين معني که 5 روز "پنجه = خمسه" (که پس از 12 ماه سي روزه براي رسيدن به 365 مي آمد) حذف و شش ماه اول سال 31 روز گرديده است. از آن پس، در بسي از تقويم ها، مهرگان، به جاي 16 مهر در دهم مهر آمده، يعني در صد و نود و ششمين روز سال براساس تقويم پيشين. در ماهنامه ها و هفته نامه هاي ادبي و اجتماعي سدهً اخير، مهرگان حضور دارد. بدين معني که مقاله، پژوهش، شعر به مناسبت مهر و مهرگان - به ويژه در نشريه هايي که در ماه مهر منتشر مي شود - کم نيست. 

دکتر بهرام فره وشي از برگزاري مهرگان به عنوان جشني خانوادگي، در بين زرتشتيان يزد و کرمان و نيز " از آيين قرباني کردن گوسفند، در برخي از روستاهاي زردشتي نشين يزد، براي ايزد مهر " خبر مي دهد. تا سي سال پيش، زردشتيان کرمان، در اين روز، به ياد مردگان، مرغي را کشته و شکمش را با حبوبات و آلو انباشته و به عنوان خوراک ويژه، يادمان مردگان مي پختند. 

جشن آغاز سال تحصيلي دانشگاه تهران، که در نيمه اول مهرماه است، در برخي از سال ها در دهم يا شانزدهم مهر ( مهرگان ) برگزار مي شد. 

زمان برگزاري آيين قالي شويان در مشهد اردهال را جلال ال احمد، با مهرگان هم پيوند مي داند.   صدرالدين عيني در يادداشت ها، از جشني در تاجيکستان و سمرقند ياد مي کند که هر سال در ماه ميزان (مهر ماه) برگزار مي شد. جشني که مي تواند، با همهً دگرگوني ها، بازماندهً جشن مهرگان باشد. از زبان او بشنويم، که فارسي تاجيکي است :  ... حکايت اين سير (جشن) به کساني که وي را نديده اند، مانند حکايه هاي " هزار و يک شب " دلکش و عجيب مي نمود. حکايه هايي درباره طرفبازي (آتش بازي)، موشک بازي، خر تازي، تگل جنگ اندازي (به جنگ انداختن قوچ هاي جنگي ) آن جا مي کردند. در ريان (منطقه) غجدوان کم کس يافت مي شد، که هيچ نباشد، سالي يک بار رفته، آن را سير تماشا نکند. دهقان بچگان کم بغل (تنگدست) هم، که پدرشان براي سير خرجي داده نمي توانستند، کوشش مي کردند، که کاري کرده، دو سه تنگه (واحد پول) پول يابند تا که به آن سير رفته، تماشا کرده توانند. کساني نيز پخته (پنبه) و خوره چيني مي کردند، به خربزه کشاني و دهقانان باي (ارباب) به مرد کاري مي در آمدند. و اگر هيچ کار نيابند از کشتزارها دزدي مي کردند. و مانند اين ها.  

ماه مهر و مهرگان، در جامعه کشاورزي، فصل و زمان برداشت، انباشتن فراورده ها، پرداختن خراج و ماليات، اندوختن نيازمنديهاي زمستاني و گرمي بازارهاي موسمي بوده که هنوز - هر چند نه به نام مهرگان - برگزار مي شود.  و نيز با تحول و دگرگوني اي که با گذشت سده ها و هزاره ها در برگزاري جشن ها و آيين ها - مانند همهً پد يده ها و زمينه هاي فرهنگي - روي داده و مي دهد، جشن مهرگان تنها به اين عنوان که نام روز با نام ماه يکي است برگزار نمي شود، بلکه بيشتر داستان و اسطورهً قيام کاوه آهنگر در برابر بيدادگري هاي ضحاک است که يادمان اين جشن نمادين مي باشد.  بي گمان، باور و اعتقاد به ايزد مهر و آيين هاي مهري ( ميترايي ) که پيش از زرتشت، در هند و ايران وجود داشته، به ماه مهر و جشن مهرگان سيماي ديني بيشتري افزوده بود. "

http://www.farhangsara.com/fmehrgan.htm

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 19:9  توسط    |