تبليغاتX
واحه , آبادی میان ریگستان . . .

واحه , آبادی میان ریگستان . . .

وقتي ليست مي نويسم ميبينم روزي ۵-۶ كار مهم و پر دردسر زندگي را انجام داده ام.حس مي كنم مثل فنر دارم فشرده مي شوم ،نكند يكدفعه از كوره در بروم؟!

شايد تا يكي دوهفته نتوانم مطلب بزنم ،امتحان دارم،امتحان دوره ضمن خدمت هم ،كارهاي اداري ام ، طرح هاي تمام شده كه پيگيري تايپ و صحافي اش از اصل طرح بيشتر وقت و انرژي مي خواهد.

برايم دعا كنيد .با شرايط سختي درس خوانده ام شايد يكمي كمك ماورايي بتواند مرا از اين مرحله گذر دهد./
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 15:4  توسط واحه نشین   | 

کسانی که با متون روانشناسی و رفتارشناسی آشنا هستند، از پژوهش های زیست شناس هوشمندی مانند کنراد لورنز اطلاع دارند.این محقق رفتارشناسی جانوری با پژوهش های بلند مدت و هوشمندانه درباره یادگیریها در دوره های خاص،ُاصطلاح" نقش پذیری " به معنای دوره منحصر به فرد و خاص در دوران زندگی فرد (جانور و انسان)-که محرک خارجی منجر به یادگیری رفتاری می شود که در سراسر عمر به همان شکل محفوظ می ماند و مثال آن غازهای خاکستری اند -را به جامعه علمی ارائه نمود. شاید بتوان گفت اگر جامعه را به مثابه یک موجود زنده فرض کنیم ،برای یک ملت یا جامعه هم دوره های نقش پذیری وجود داشته باشد ـمثل دوره "نقش پذیری والدی" در زندگی فردی و خانوادگی ـ و با چنین فرضی چقدر نقش رهبران اجتماعی ، اشخاص و گروههای مرجع و نهادهای بین المللی می تواند برای ایجاد و تشکل ساخت های اساسی اجتماع مهم ،موثر،سازنده یا ویرانگر باشد./
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 15:4  توسط واحه نشین   | 

وقتي فردي به خصلت يا صفتي به بالاترين درجه خلوص آن صفت برسد و اين مرتبه را كساني درك كنند يك اسطوره شكل گرفته است.در روانشانسي رشد در بيان مراحل رشد اخلاقي محققان معتقدند كه كساني كه به بالاترين مرحله رشد اخلاقي رسيده باشند كميابند،افرادي كه قوانين و اصول اخلاقي برايشان به منزله حفظ و تكريم حرمت انساني در ابعادجهاني و شايد در عرصه هستي ست.حسين(ع) و يارانش اسطوره شرافت و ايمان و البته تعهد به بالاترين درجه رشد اخلاقي بوده اند.حرمت خون به ناحق ريخته شان را پاس بداريم از هر مذهب و دين و فرقه اي كه هستيم./
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 15:3  توسط واحه نشین   | 

در حال رانندگي به راديو گوش مي دادم،مصاديق عسر و حرج را تشريح مي كرد و اينكه براي هر فرد مصداق بدرفتاري و آزار بنا به موقعيت فردي و طبقه اجتماعي و سطح فرهنگي اش تعريف و تفسير مي شود.

به اين فكر افتادم كه در يك رابطه دوستي هم چقدر فرد به فرد مصاديق لطف و جور متفاوتند.گاهي لحن بيان يك كلمه ،يا نوع و شكل واژه چقدر مي تواند مصداق تحقير و اهانت باشد آنهم در كمال احترام لفظي و زيركي./
+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 15:2  توسط واحه نشین   |