<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>واحه , آبادی میان ریگستان  . . .</title>
<link>http://vaahee.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 30 Jun 2008 15:32:17 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تاییدطلبی</title>
<link>http://vaahee.blogfa.com/post-105.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;با خود به این فکر کردم که چند نفر از ما و تا چه حد کاریُ درسیُ وظیفه ایُ نوآوری را انجام میدهیم بدون آنکه درون خود نیاز به تایید و تحسین دیگران را کمتر حس کنیم. نظام آموزشی رسمی و نهادهای اجتماعی در طی روند پرورش یک انسان ، بهترین هدیه ای که می توانند به او عطا نمایند،قابلیت کشف، درک، و عظمت رضایت درونی و لذت فهم و اکتشاف است، بقیه سیستم و سازمان حاشیه اند و بس./&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 30 Jun 2008 15:32:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vaahee&amp;postid=105</comments>
<dc:creator>vaahee</dc:creator>
<guid>http://vaahee.blogfa.com/post-105.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آخرین</title>
<link>http://vaahee.blogfa.com/post-104.aspx</link>
<description>فردا آخرین امتحان این ترم است. دلم برای پرسه زدن در بازار یک ذره شده. ای کاش این امتحانم خوب تمام شود. </description>
<pubDate>Sun, 29 Jun 2008 19:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vaahee&amp;postid=104</comments>
<dc:creator>vaahee</dc:creator>
<guid>http://vaahee.blogfa.com/post-104.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عجیب</title>
<link>http://vaahee.blogfa.com/post-103.aspx</link>
<description>فکر کردید از همه عجیب تر در عرصه اجتماعی ایران چیه؟ اینکه خرد جمعی چیزی را تشخیص بدهد، توافق درباره چگونگی انجام فرایندی حاصل شود و تصمیم جمعی به اجرا درآید. می گویید نه به هر اتفاق خرد و کلان روزمره و تاریخی بنگرید!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Jun 2008 12:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vaahee&amp;postid=103</comments>
<dc:creator>vaahee</dc:creator>
<guid>http://vaahee.blogfa.com/post-103.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دمی و نفسی</title>
<link>http://vaahee.blogfa.com/post-102.aspx</link>
<description>به اندازه دو سه ساعتی که از نهایی شدن عنوان و بیان مساله رساله پایان دوره ام خوشحال بودم از فشار کارهای باقیمانده درسی نفسی کشیدم و روزنامه خواندم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خبر حوادث دانشگاه زنجان و ... . تاسف بار تر از رفتار غیراخلاقی آن مدیر یا معاون و مدیران و معاونان و رییس هایی که از شرایط شغلی شان سوء استفاده می کنندُ، آسیب و لطمه ای که به اعتماد اجتماعی و اخلاق در سطح جامعه پدید می آید است.  این یعنی آدمهایی که از صدتا فیلتر گزینش و حراست و اسلام و نظام و ... تایید شده اند و حالا مدیر یا معاون یک نهاد رسمی دولتی علمی و پژوهشی آنهم در این دولت شدیدا ارزشی! اند، نمی توانند غریزه خودشان را مهار کنند یا با اهلش و در جای خودش بپردازند. یعنی اینکه این دستگاه عریض و طویل گزینش و شورای حراست و نگهبان و ... اصلا شاید برعکس عمل می کنه! یا شاید اینقدر ناتوان و مدهوشه که نمی تونه کارش رو درست انجام بده یا شاید حال خودش هم حالی بحالی بوده!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نه اینکه خبر عجیبی بوده یا تازگی داشته یا کسی نمی دونسته بلکه در محیط کار وتحصیلم با این مسایل برخورد داشتم اما نمی دونم چرا این خبر حالم رو بهم زد وقتی یاد تیتر بزرگ روزنامه هفته گذشته افتادم که &lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;سردار زارعی آزاد شد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;STRONG&gt;به علت کافی نبودن ادله&lt;/STRONG&gt;!!!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;متاسف و متاسفم و متاسف!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Jun 2008 14:33:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vaahee&amp;postid=102</comments>
<dc:creator>vaahee</dc:creator>
<guid>http://vaahee.blogfa.com/post-102.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سایه</title>
<link>http://vaahee.blogfa.com/post-101.aspx</link>
<description>گرداب غم ربودم و دیگر کسی&lt;BR&gt; از بودنم نیافت، مگر سایه ای بر آب(واحه-۱۳۸۷)</description>
<pubDate>Sat, 14 Jun 2008 08:53:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vaahee&amp;postid=101</comments>
<dc:creator>vaahee</dc:creator>
<guid>http://vaahee.blogfa.com/post-101.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دانشجوی پرریخته!</title>
<link>http://vaahee.blogfa.com/post-100.aspx</link>
<description>آنقدر امتحان دارم که دلتنگی رفتن برادرم یادم رفته!! هرچه می نویسم بازهم کار هست. از ۹ تحقیق درس ۲ واحدی ۳ تایش را کامل شده دارمُ ۶ تا باقیمانده و شنبه باید تحویل استاد بدهم، از درس سنجش همه کارهایم انجام شده فقط ۲ تا ابزار پژوهش باید بسازم، نقد کتاب روشهای آموزشی نصفه نیمه است باید امروز-فردا تمام بشه دوشنبه همین هفته خدمت استاد تقدیم شود، پروژه درس روانشناسی اجتماعی هم مانده برای هفته آینده ! سه شنبه اولین امتحانمه و تا فردا هم باید بیان مساله و عنوان پیشنهاده رساله ام را اصلاح کنم برسونم به جلسه گروه برای تصویب! چه مرضی داشتیم اومدیم دوباره دانشجو شدیم اونهم اینجوری که دیگه نه میشه از کلاس دررفت و نه میشه سر استاد کلاه گذاشت!؟ امیدوارم هفته آینده با یه پست خوب جبران ننوشتنهای وبلاگ را بجا بیاورم. دعا کنید این ترم به خیر بگذره من قول میدم آدم بشم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Jun 2008 08:44:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vaahee&amp;postid=100</comments>
<dc:creator>vaahee</dc:creator>
<guid>http://vaahee.blogfa.com/post-100.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دلتنگی</title>
<link>http://vaahee.blogfa.com/post-99.aspx</link>
<description>از پیله سرگشوده سرک می کشد، هم مشتاق است و هم حیران، گستره ای به وسعت جهان فراروی او نهاده و اکنون بادهای همواره، آمده اند تا به رفتنش یاری دهند. پروانه جوان خانه ما دارد می رود آنسوی دنیا تا زندگی را به تنهایی و دورتر از خویشاوندانش بیازماید. پروانه کوچک مان به مانند پروانه سبکبار است و هیجان زده و همانقدر آسیب پذیر اما، آنقدر پروانه شده تا پیله اش را فرونهد و پربزند برای رفتن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برادرم از ایران می رود. دلم به قدر دل پروانه ها تنگ است، دوری اش سهمگین است و دشوار!/&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Jun 2008 17:15:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vaahee&amp;postid=99</comments>
<dc:creator>vaahee</dc:creator>
<guid>http://vaahee.blogfa.com/post-99.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شهرآشوبی</title>
<link>http://vaahee.blogfa.com/post-98.aspx</link>
<description>&quot;دوش می آمد و رخساره برافروخته بود
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جامه ای بود که بر قامت او دوخته بود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;...&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با صدای محمدرضا شجریان از حافظه تان بازخوانی کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روزگار کم آب و برق و پر خاک و طوفان همه مان کوتاه و نماندنی باد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 28 May 2008 10:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vaahee&amp;postid=98</comments>
<dc:creator>vaahee</dc:creator>
<guid>http://vaahee.blogfa.com/post-98.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوم خرداد یعنی ایران</title>
<link>http://vaahee.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description>&quot;امر سیاسی همچون منسک از رده امور نمادین است. منسک نیز ابزاری نمایشی است که قدرت برای اعتبار بخشیدن به برتری خود از آن استفاده می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در مراسم،با سنت ها، تجدید پیوند میشود و احساس نوعی نیروی ایمنی به وجود می آید که حساسیت ها را تغذیه کرده و دارای کارکرد یکپارچه کنندگی اجتماعی است.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;(انسان شناسی سیاسی/اثر کلود ریویر/ترجه ناصر فکوهی/نشر نی)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دانسته یا ندانسته ، وقتی هرگونه اجتماعی را مضمحل و فرسوده می کنند بر برتری نامشروع و مصلحت ساخته خود پافشاری می کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot;دوم خرداد&quot; نه لزوما به سبب انتخاب &quot;سید محمد خاتمی&quot; بلکه به سبب احساس هویت اجتماعی و انتخاب  آگاهانه توام با عشق مردم به همه آنچه &quot;ایران&quot; است اعم از خاتمی، مردم، وطن، امید و امیدبخشی و بهبود، همواره در جان همه ما جشنی شایسته و درخور دارد. باشد که این روزهای دشوار اشتباهات و نامیدی ها و پس روی های تاریخی مان را با امیدواری آگاهانه رو به بهبود از سربگذرانیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بادا &quot;دوم خرداد&quot; هایی دوباره برای ایرانیان./&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 May 2008 17:14:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vaahee&amp;postid=97</comments>
<dc:creator>vaahee</dc:creator>
<guid>http://vaahee.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گروگان</title>
<link>http://vaahee.blogfa.com/post-96.aspx</link>
<description>&quot;... گروگان، گروگان می طلبد. در عرصه ملی گروگان های افکار قهقرایی، خودکامه، تعصب آلود و خشن که تصور می کنند تمام مردم کشورشان مثل آنها گروگان این گونه افکار هستند و آنها را در عمق تفکرات بیمارگونه شان خطر تلقی می کنند. راه حل استمرار و تثبیت قدرت ناحق خود را در تبدیل کردن مردمان کشورشان به گرو گان های یک مجموعه حکومتی سلطه طلب، رعب انگیز و جنایتکار می بینند. ...&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از کتاب&quot;نامه به یک گروگان&quot; اثرآنتوان دو سنت اگزوپری - مقدمه مترجم&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 May 2008 16:37:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vaahee&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>vaahee</dc:creator>
<guid>http://vaahee.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
